
۱:بهار مبارک.
۲:به اصراربرادر زاده ها می چپم توی سینمای نمور و گنگ ((استقلال)) تا شاهکار جدید نابغه ی سینما، جناب مسعود ده نمکی را ببینم.روی صندلی های خفه ی سالن که به اندازه ی بازی قرمز و آبی تماشاچی دارد می نشینم و شاهکار جناب ده نمکی را میبینم.اصلا حس و حال نقد و فلسفه بافی ندارم.فقط چند نکته توی دلم مانده که باید بیرون بریزم:
ده نمکی را با روزنامه ی ((شلمچه)) و بزن بهادر های دور و برش می شناختم.آن موقع که توی ذهنم شبیه دزدهای دریایی بود و حسابی از او می ترسیدم.به همه هم می گفتم ده نمکی یک چشمش را از دست داده و مثل دزدهای دریایی آن را می بندد و یک طرف صورتش هم کاملا سوخته!همه ی هم کلاسیهایم باور می کردند.۱۴-۱۵ سالم بود و نمی دانستم که بدون این هیبت هم می شود ترسناک بود و ترسناک نوشت و ترسناک قضاوت کرد.همان موقع هایی که با یوسفعلی میرشکاک شلمچه را منتشر می کرد و ۲۵ تومان می فروخت و من می خریدم و گریه می کردم که به خودش اجازه می داد به خواننده ای مثل ((فرهاد)) شیره ای مرد بگوید و عقاید همه را لگد کوب کند.
بعد از مدتی مطابق قوانین جمهوری اسلامی که به خودی ها هم رحم نمی کند شلمچه توقیف شد و جایش ((جبهه)) منتشر شد و ..... تا شنیدیم آقای ده نمکی ((فقرو فحشا)) می سازد و میر شکاکش برایش فیلم بازی می کند و مدتی بعد می رود ((کدام استقلال،کدام پیروزی)) را می سازد و می شود یک پا آرتیست و مردم برایش هورا می کشند.همان مردمی که سالها از دست او و هم قطارهایش کتک خوردند و شکستند...
آقای ده نمکی شد منتقد دولت و نظام،اخراجیها ساخت و نیوشا ضیغمی را کرد خوشگل ماجرا و در فرش قرمز فیلم کنارش عکس یادگاری گرفت و چشمش را روی ناخن مانیکور شده و موهای های لایت خانم بازیگر بست.مردم ما هم که انگار یادشان رفته آقای ده نمکی که بوده،برایش دست زدند و به لمپن بازی ها و یاوه گویی ها و هرزه نگاری هایش خندیدند و میلیاردرش کردند...اما ((اخراجیهای۲ ))،حتی همان هزلیات و دری وری ها را هم نداشت،برای هندی کردن ماجرا هنوز هم دست به دامن مجید سوزوکی می شود و آخرش هم سرود سلطنتی ای ایران را می خواند و باز هم مردم برایش دست می زنند...
آقای ده نمکی!شما ای ایران هم گوش می کنید؟شما هم می دانید سرود ملی ما همان است که بود؟اصلا معلوم است شما تکلیفتان چیست؟کدام طرفی هستید؟سرباز امام زمان که حزب باد نمی شود برادر....پس کو چماق و چفیه ات؟ما هنوز هم همانیم که بودیم.کتکمان نمی زنی؟
اما قبول کن در(( اخراجیهای۲)) هیچ حرفی نداشتی.حتی حسام نواب صفوی که الویس بریسلی وطنی خودمان است،با آن هیکل س.ک.سی هیچ کاری از دستش بر نیامد.تو هم که پولدار شدی و سینما را ترکاندی.پس اخراجیهای ۳ را نساز.نساز که خودت را خراب می کنی و هدفت به باد می رود.گرچه مطمئنم مردم هنز هم برای دست زدن آماده اند،حتی برای تو یی که خوب می دانند که هستی...
آقای ده نمکی!شما همانی که بودی.برای من همان دزد دریای هستی با صورت سوخته و چماقی که بر سرم فرود می آید.اما فیلمساز نیستی.تو وسعت چشم یک فیلمساز را نداری.تو شلمچه منتشر کن و فحشمان بده و کتکمان بزن که این لباس اصلا مناسبت نیست....
